استاد، گروه خط مشی گذاری و اداره امور عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
در دهههای اخیر، جوامع بشری با تحولات شتابانی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، فناوری، سیاسی و فرهنگی مواجه بودهاند. این تحولات، ضمن ایجاد فرصتهای نوین برای توسعه، پیچیدگی مسائل عمومی را نیز بهطور قابل توجهی افزایش داده است. دیگر نمیتوان مسائل اجتماعی را با رویکردهای سنتی، بخشی و تکبعدی تحلیل یا مدیریت کرد؛ بلکه حل مسائل عمومی مستلزم بهرهگیری از حکمرانی هوشمند، خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد، مدیریت مشارکتی و تعامل مستمر میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. در چنین شرایطی، تولید دانش علمی زمانی ارزش واقعی خود را آشکار میسازد که بتواند به بهبود کیفیت تصمیمگیری، ارتقای کارآمدی نهادهای عمومی و افزایش رفاه اجتماعی منجر شود. امروزه توسعه اجتماعی صرفاً به معنای رشد شاخصهای اقتصادی یا افزایش درآمد سرانه نیست؛ بلکه توسعه، فرآیندی چندبعدی است که عدالت اجتماعی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت شهروندان، کیفیت حکمرانی، پایداری محیطزیست، نوآوری، تابآوری اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی را نیز در بر میگیرد. تحقق چنین توسعهای بدون برخورداری از نظام مدیریتی کارآمد، سیاستگذاری علمی و نهادهای پاسخگو امکانپذیر نخواهد بود. ازاینرو، مدیریت و توسعه اجتماعی رابطهای دوسویه و مکمل با یکدیگر دارند؛ مدیریتی که فاقد نگاه توسعهای باشد، در چرخه روزمرگی گرفتار خواهد شد و توسعهای که از مدیریت علمی و کارآمد بهره نبرد، از دستیابی به اهداف بلندمدت باز خواهد ماند.