استاد، گروه خط مشی گذاری و اداره امور عمومی، دانشکده مدریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
تحولات شتابان فناوری، تغییرات ساختاری در اقتصاد جهانی، گسترش شبکههای ارتباطی، افزایش انتظارات شهروندان و ظهور مسائل پیچیده اجتماعی، عرصه مدیریت و حکمرانی را با چالشها و فرصتهای تازهای مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، توسعه اجتماعی دیگر صرفاً به معنای رشد شاخصهای اقتصادی یا گسترش خدمات عمومی نیست، بلکه فرآیندی چندبعدی است که بر ارتقای کیفیت زندگی، افزایش سرمایه اجتماعی، تقویت مشارکت شهروندان، عدالت اجتماعی، پایداری محیطزیستی و توانمندسازی نهادهای حکمرانی استوار است. امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که موفقیت جوامع در مواجهه با مسائل پیچیده قرن بیستویکم، بیش از هر زمان دیگری به کیفیت نظامهای مدیریتی و ظرفیت حکمرانی آنها وابسته است. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که توسعه پایدار زمانی تحقق مییابد که میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای مدنی، دانشگاهها و شهروندان تعامل سازنده و مبتنی بر اعتماد شکل گیرد. در چنین بستری، مدیریت نه صرفاً به عنوان مجموعهای از فنون اداری، بلکه به مثابه فرآیندی اجتماعی و راهبردی در هدایت منابع، ظرفیتها و ذینفعان جامعه ایفای نقش میکند. در دهههای اخیر، مفهوم حکمرانی از جایگاه ویژهای در ادبیات مدیریت و سیاستگذاری عمومی برخوردار شده است. حکمرانی مطلوب بر اصولی همچون پاسخگویی، شفافیت، مشارکت، قانونمداری، اثربخشی، عدالت و مسئولیتپذیری استوار است. در واقع، کیفیت حکمرانی تعیینکننده میزان موفقیت سیاستهای عمومی و برنامههای توسعهای است.